تبليغاتX
عشق خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

خدایا از عشق امروزمان برای فرداهایی

 که فراموش می کنیم

عاشق بوده ایم

قدری کنار بگذار

به قدر یک مشت

          به قدر یک لبخند

                    تا فراموش نکنیم

                            عاشق بوده ایم

                                       عاشق بمانیم

                                               و عاشق بمیریم ....

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 11:6 بوسيله ي نصرالله رضای

فاطمیه....
سینه ی کز معرفت گنجینه ی اسرار بود          کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

 

 

فرا رسیدن ایام فاطمیه و سالروز شهادت بانو ی دو عالم حضرت صدیقه ی شهیده را به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم .

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 11:3 بوسيله ي نصرالله رضای

چند شعر از مریم حیدر زاده

برگرد



برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود

در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش

قلبم غبار دارد و معنا نمی شود

بی تو شکست و پنجره رو به آسمان

غم در حریم آبی دل جا نمی شود

دریای تو پناه نگاه شکسته است

هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود

می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی

اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود

زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود

بی تو شکسته شد غزل آشناییم

شبنم گل نگاه مرا باز شسته است

دل در کنار یاد تو تنها نمی شود

گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد

گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود

باران کویر روح مرا می برد به اوج

اما دلم بدون تو شیدا نمی شود

رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد

دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود

رویای من همیشه به یاد تو سبز بود

رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود

رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود

یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست

گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود

دل های منتظر همه تقدیم چشم تو

امروز بی حضور تو فردا نمی شود

 

من با تو هرگز

سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم
سلام ای خنجر حرفای مردم

سلام ای آشنا با رنگ خونم

سلام ای دشمن زیبای جونم

بازم نامه می دم با سطر قرمز

آخه این بار شده من با تو هرگز

نمی خوام حالتو حتی بدونم

تعجب می کنی آره همونم

همونی که زمونی قلبشو باخت

همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت

همونی که برات هر لحظه می مرد

که ذکر نامتو بی جون نمی برد

همونم که می گفتم نازنینم

بمیرم اما اشکاتو نبینم

همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود

اگه زانو نمی زد غم باهاش بود

حالا آروم نشستم روی زانوم

ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم

تعجب می کنی آره عجیبه

می خوام دور شم ازت خیلی غریبه

خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟
با این نامردیات بازم باهاتم ؟
برات کافی نبود حتی جوونیم

تموم شد آره گم شد مهربونیم

دیگه هر چی کشیدم بسه دختر

نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره

دیگه بسه برام هر چی کشیدم

فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت

دریغ از یک سر سوزن صداقت

دریغ از یک نگاه عاشقونه

دریغ از یک سلام بی بهونه

نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست

اگر چه این چیزا درد شما نیست

گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
چیه توهین به ذات محترم شد ؟
دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ

که عشق ما رسید به سد هرگز

 

 

 خیلی سخته

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه

نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره

بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه

نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن

بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون

اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون

خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن

خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت

اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت

دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت

خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه

که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی

تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 13:41 بوسيله ي نصرالله رضای

عاشقانه...
 

 

 

 

 

کاشکی ندونی وقتی که میرم

               کاشکی ندونی بی تو میمیرم

                     مرگ قناری دیدن نداره

                          گلی که خشکید چیدن نداره

                          میرم از اینجا وقتی که خوابی

                                 من اهل خشکی تو اهل آبی

                                       این نامه از پسر کویره

                                        وقتی میخونیش که خیلی دیره

                                             میرم از اینجا با پای خسته

                                               با چشمی گریون قلبی شکسته

                                              بغضی هنوزم مونده تو سینه

                                       دوری چه سخته قسمت همینه

 

 

 

 

 

 

 

 

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که دگر بار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمنِ مجنونِ دل‌افکار چه کرد

دیدی ای دل که غم عشق، دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

فکر عشق، آتش غم بر دل حافظ می‌سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت
تو هرگز ندیدی که چگونه می گریم .
تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی
و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی .
باشد که روزی بیایی و ببینی من تو را رها کرده ام 

 

 

 

 

 

 

حرفي براي گفتن نمانده

وقتي تو خاموشي چه دليلي هست براي شادي

وقتي تو نيستي چه بهانه‌اي براي گريه هست

وقتي حضور چشمانت نيست چه نيازي به زندگي است

وقتي تو ميروي چه اهميتي دارد تپيدن قلب

وقتي عشقت را دريغ کردي بيهوده شد وجود من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
خیال نکن که خواستمت این اونه که می خواستمت
به قبله محمدی اینه که حرف راستمه
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 21:46 بوسيله ي نصرالله رضای

درباره ي وبلاگ نصرالله

سلام دوستان

به کلبه ی دل نصرالله خوش آمدید




ارتباط با من
دوستان

به نام تك نوازنده ي گيتار عشق
عشق الهي
قاب شيشه اي
با توام :با تو
تنها من و تو
به نام خدا
طرحي از عشق
نهايت عاشق بودن
تفسير عشق
پیچک تنها نیست
یادداشتهای شخصی
عشق یعنی همین
غوغاي عشق در دفتر عشق
تنها
دختراي بي احساس
ميعاد گاه عشق
برترين سايت دانلود و اموزش

آرشیو
آرشیو تاریخی
فروردین 1390
بهمن 1387
دی 1387

آرشیو موضوعی
كسي رو... پاييز را دوست دارم عكس هاي عاشقي و شعر نرو... عاشقتم

امکانات
JavaScript Codes JavaScript Codes Scroll TextArea -->